دارم به برنامهی تازه برای روزهای زندگی فکر میکنم.
کار نوشتنکی احمقانهم رو تا آخر همین هفته باید تموم کنم. از فردا هر روز 7 صبح بیدار شم و یک ساعت وقت بذارم برای کارهای جذابِ شروع یک روز قشنگ: دست و صورتم رو بشورم، کتری رو آب کنم و بذارم روی گاز، در صورت امکان نون تازه بگیرم (یا بگیری)، کره و مربا و کرهی بادومزمینی و شکلات صبحانه رو بچینم روی میز. وسایل کارم رو بذارم توی کیفم. لباسهامون رو بپوشیم. بعد صبحانه بخوریم ویخچالیها رو بذاریم تو یخچال و شستنیها رو بذاریم توی ظرفشویی و روشون آب ببندیم. بعد خوراکیهای روزمون رو بذاریم تو کیفمون و بریم پی کارمون.
کارمون رو که به موقع و به اندازه انجام دادیم، برگردیم خونه.
تو خونه هم یه سری کار مهم دارم: کتاب دارم برای خوندن. درس هم هست که هر شب باید خونده بشه. شام باید درست بشه و البته یه سالاد جذاب و خوشمزه. خونه باید مرتب باشه (یا بشه). چای تا لحظهی خواب باید آماده باشه با توت و شکلات و خردهخوراکیهای شیرین. آجیل هم باید بخرم که قویتر بشیم. یه شبهایی باید فیلم ببینیم. باید یعنی حتما و بی برو برگرد.
شبها خوبه که به موقع بخوابیم تا صبحها خوشحال و خندون بیدار بشیم.
فکر کنم همین لحظه برای شروع بد نباشه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر