خیلی وقت است ننوشتهام. باید دوباره شروع کنم. هر چه پیش آید، آید دیگه...
مثلا از فالودهای که دیشب خوردی بنویسم یا از بستنی ـ فالودهی میهن که محصول جدید است و خوردنش آسانتر از فالوده با قاشق. تازه دستهای آدم نوچ هم نمیشود. از همینها باید بنویسم. یعنی از همینها بنویسم بهتر است. از این چیزهای ساده و دمدستی چیزهای بهتری درمیآید. لذت در همینهاست.
مینویسم. از فالودههای زندگی مینویسم.
مثلا از فالودهای که دیشب خوردی بنویسم یا از بستنی ـ فالودهی میهن که محصول جدید است و خوردنش آسانتر از فالوده با قاشق. تازه دستهای آدم نوچ هم نمیشود. از همینها باید بنویسم. یعنی از همینها بنویسم بهتر است. از این چیزهای ساده و دمدستی چیزهای بهتری درمیآید. لذت در همینهاست.
مینویسم. از فالودههای زندگی مینویسم.