توي مهماني بوديم. موبايلم را بهش نشان دادم و گفتم «اين عكس رو ببين». هنوز به عكس مسلط نشده بود كه گفت «آره... اينو قبلا ديدهم. توي يه وبلاگ ديدمش.» پرسيدم «كجا؟ توي وبلاگ؟» اسم را كه داشت توي دهانش ميچرخاند تا صحيحش را بگويد، خودم گفتم. تأييد كرد. گفت يكي قبلا نشانش داده. قبلا يعني دو سه سال پيش.
رفتم به دو سه سال پيش. رفتم به صفحهي نخوديرنگ. رفتم به پشت صفحه و پشت صحنه و پشت امروز...
رفتم به دو سه سال پيش. رفتم به صفحهي نخوديرنگ. رفتم به پشت صفحه و پشت صحنه و پشت امروز...